بنويس ...
دل نوشته هايي كه ميبينيم و مي گذريم . مي نويسم فراموشم نشود ...

 

الهي : چون تو حاضري چه جويم ؟ و چون تو ناظري چه گويم ؟

الهي : سالياني مي پنداشتم كه ما حافظ دين توييم ، حالا فهميدم كه دين تو حافظ ماست .

الهي : واي اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم .

الهي : آنكه تو رادوست دارد چگونه با خلق مهربان نيست؟

الهي : در بسته نيست ، ما دست و پا بسته ايم .

الهي : چه بايد كرد كه گناه فراموش شود ، و گرنه با ياد گناه اگر براني شرمنده ، واگر نوازي شرمنده ترم .

الهي : به دست من آن گرو تمام است كه در حكم تو نوميدي حرام است .

الهي : شكرت كه مي گويم شكرت .

الهي : دلخوشم كه الهي گويم .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۸ شهريور ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (1)
 
بايد خوبي در نگاه تو باشد ، نه در آنچه به آن مي نگري .
 
 
                                                                 (( آندره ژيد ))


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (9)
عصر يك جمعه دلگير دلم گفت بگويم ، بنويسم
 
كه چرا عشق به انسان نرسيدست ، چرا آب به گلدان نرسيدست ،
 
هنوزم كه هنوز است ، غم عشق به پايان نرسيدست
 
 بگو حافظ دلخسته ز شيراز بيايد ، بنويسد كه هنوزم كه هنوز است ،
 
چرا يوسف گمگشته به كنعان نرسيدست و چرا كلبه احزان به گلستان
 
نرسيدست
 
عصر اين جمعه دلگير وجود تو كنار دل هر بيدل آشفته شود حس ،
 
تو كجايي گل نرگس ...


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۸ تير ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)
تا زماني كه كارت را انجام نداده اي تصميمت را به كسي نگو و تا زماني كه نتيجه سخنت را نديده اي حرفت را پس نگير .

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۲ تير ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (2)
روشن كردن شمع بهتر از ملامت كردن تاريكي ست .

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲ تير ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)
 
 مرا قلبي متواضع عطا كن كه
در سرما و گرما ، در تحسين و نكوهش ، در لذت و درد ، بيماري و تندرستي و در خوشبختي و فلاكت مسرور باقي بماند .
در قلب كوچك من آتش عظيم عشق را بيافروز .
بگذار شوقم به سيماي نيلوفريت هر روز فزوني گيرد .
و مرا ياري كن تا همه چيز را به آغوش پرمهر تو بسپارم .


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)
دل نوشته
 
يه روزي گفتم بهت : خسته شدم " ، نفهميدي

يه روزي مسابقه ، مي دوييديم ، خوردم زمين ، تو دوييدي

رسيدي آخر خط ، به اون نشون ، به اون درخت ، خنديدي يو فرياد زدي :  من رسيدم ، تو بريدي "

بغضم گرفت ، دلم شكست ، من بريدم ؟ بي معرفت

* *

كف دستام پر شن ، سر زانوم پر خون ، جان خودم ، جان خودت ، واسه من مهم نبود ، دل من تو رو مي خواست ، يه رفيق مهربون ، نه يه رقيب ، نه يه رفيق نيمه راه ...

* * *

بذار بگم :

 واسه من تو خودمي ، خود خودم ، تو شاد باشي من شنگولم ، تو ناراحت من حيرونم

اينو خودم خوب مي دونم " دنياي ما يه فاصله ست " ، كم يا زياد نمي دونم

با من و توست اينكه بخوايم فاصله ها رو كم كنيم ، يا اينكه نه , عادت كنيم و غرق ناباوري يامون بمونيم ....



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (1)
يك شب غم دل به دل بگفتم به نهفت    
 
چون صبح دميد ديگري هم مي گفت
 
من بودم و دل سر مرافاش كه كرد  ؟    
 
 ديگر غم دل به دل نمي بايد گفت .


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱ خرداد ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

 

دنيا آنقدر وسيع است كه براي همه مخلوقات جائي هست،به جاي آنكه جاي كسي را بگيريم تلاش كنيم جاي واقعي خود را بيابيم.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (4)
شاد بودن هنر است وشادكردن هنري والاتر
.ليك هرگز نپسنديم به خويش،كه چو يك شكلك بي جان،
شب وروز،بي خبراز همه،خندان باشيم.
 بي غمي عيب بزرگي ست كه دور از ما باد!
شاد بودن هنر است
 گر به شاد بودن تو دل هاي دگر باشد شاد....


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)

معبودم !

مادام كه از تو دورم ،بي قرارو بي تابم

در جست و جوي تو

بارها وبارها اسير دام هاي نفس مي شوم.

خدايا!برمن رحمت آر.

و مرا نزديك خود نگاه دار .

فقط در حضور توست كه عشق،شادي وآرامش حقيقي وجود دارد.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

 

خدايا !

نور تو را مي بينم و دعا مي كنم

تا همه مردم از پليدي ها و مشكلات جهل رها شوند .

دعا مي كنم تا رفتار هاي خطا و جهل ما مرتفع گردد.

پيوسته به يادمان بياور كه روح تو در ما حضور دارد

و از اين رو رها هستيم .

خدايا

عشق تو بر هر چيزغالب است

و هستي لبريز از عشق توست .

خدايا

در برابر عظمت و عشق تو سجده مي كنم.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۱ فروردين ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (4)
 
دلم را چنان در جويبار زلال رحمتت شستشو ده كه
 
هر كجا ترديدي هست ايمان ،
 
هر كجا زخمي هست مرهم ،
 
هر كجا نوميدي هست اميد ،
 
و هر كجا نفرتي هست عشق جاي آن را فراگيرد .


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ فروردين ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (2)

 

 

فقط در پناه دامان خداست كه ايمن هستيم

پس نبايد به پيشامد هاي گذراي زندگي وابسته باشيم.

فقط وفقط براي خدا زندگي كنيد

چرا كه اين يگانه راه برخورداري از آزادي و امنيت در زندگي ست.

بيرون از قلمروي خداوند هيچ امنيتي وجود ندارد.

به هر جا كه برويد جهل به شما حمله ور مي شود.

پس هم اكنون خود را رها كنيد

خود را آفريده خدا بدانيد

و با ايمان عميق و خالصانه به او رو آوريد.

به اين ترتيب  سرانجام يك روز

طعم خوش ارتباط با خدا را خواهيد چشيد.

آنگاه حضور او را  احساس خواهيد كرد

و خواهيد ديد

كه تمامي رنجها چه حقير هستند.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

 

همه ما در اين دنيا تنها هستيم.

ما مرهون هيچ كس جز خدا نيستيم .

تمامي روابط انسان ها فقط به دليل حضور عشق خدا ميان آنها ايجاد مي شود.

خدا بيش از همه كساني كه تصور مي كنيم

ما را دوست دارد و به ما اهميت مي دهد.

اما به ياد داشته باشيد كه خدا فقط يك چيز را ندارد و آن عشق ماست.

و از آغاز خلقت

خداوند منتظر يكايك ما بوده است

تا به او رو كنيم و بگوييم:

"خدايا!

من راه را گم كرده ام و مرتكب خطا شده ام

اما عاقبت دريافته ام

كه هر آرزو و خواسته اي در حقيقت جست و جو در پي درياي سرور توست"

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳ فروردين ۱۳۸۹ توسط shadi alavi | نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ]