بنويس ...
دل نوشته هايي كه ميبينيم و مي گذريم . مي نويسم فراموشم نشود ...

كوهنوري مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود او پس از سالها آماده سازي ماجراجويي خود را آغاز كرد . شب بلندي هاي كوه را در بر گرفته بود و مرد هيچ چيز نمي ديد ، همه چيز سياه بود . مرد همان طور كه از كوه بالا مي رفت چند قدم مانده به قله ، پايش ليز خورد و در حالي كه به سرعت سقوط مي كرد از كوه پرت شد . درحال سقوط فقط لكه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و فكر مي كرد اكنون مرگ چقدر به او نزديك است كه ناگهان احساس كرد طناب به دور كمرش محكم شد . بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. فرياد زد : خدايا كمكم كن . ناگهان صداي پرطنيني از آسمان شنيده شد كه گفت : از من چه مي خواهي ؟

-  اي خدا نجاتم بده .

-  واقعا باور داري كه من مي توانم تو را نجات دهم ؟

- البته كه باور دارم .

- اگر باورداري طنابي را كه به كمرت بسته اي پاره كن .

سكوت و ... مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد .

گروه نجات مي گويند كه روز بعد يك كوهنورد يخ زده را مرده پيدا كردند در حالي كه از يك طناب آويزان بود و با دستهايش محكم طناب را گرفته بود ... و او فقط يك متر از زمين فاصله داشت .

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۸ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (1)

گاه سخت ترين كار اين است كه بتواني خود را باور كني،

حيرت مكن كه گاه و بي گاه،خود را بيابي؛

و به تنهايي به دفاع از باور هايت بر خيزي،

سخت ترين زمان آنگاه است كه،به تنهايي به شايستگي هايت باور داري،

اما اين سختي هرگز از تو قدر نمي كاهد؛

و از آرزوي تو در رسيدن به خواسته ات چيزي كم نميكند.

موهبت هاي بسيار به تو ارزاني شده،

تنها چيزي كه نياز داري يافتن شهامتي است،

كه ادامه دهي آنچه را كه به آن ايمان داري....!

                                       «لي ويلر»



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۶ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

زندگي حكمت اوست

زندگي دفتري از حادثه هاست چند برگي تو ورق خواهي زد

مابقي را قسمت .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (1)

خداوندا مرا آن ده كه آن به .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۰ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

گرچه زندگي بادردو غم همراه است

اما مسيراز شادماني هاي بسيار نيز خالي نيست

اگر دنيا ي خود را فرو ريخته يافتي

تكه هاي سالم را برگيرو براه ادامه بده

چون در پايان آرزوهايت را براورده خواهي يافت. به ياد داشته باش كه در پايان همين فرازو فرودهاست

بگذار اشكهايت جاري شوند بگذار گل لبخند بر لبانت بشكفد

اما تسليم هرگز !هرگز!

به ياد آر.....

كه در تو نيرويي است كه نويد واقعيت يافتن روياهايت را مي دهد.

حتي آن زمان كه بسيار دور مي نمايند.........!

ليندا پرين سايپ



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۶ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

 

 

1.           سياست بدون شرف

2.           لذت بدون وجدان

3.           پول بدون كار

4.           شناخت بدون ارزشها

5.           تجارت بدون اخلاق

6.           دانش بدون انسانيت

7.           عبادت بدون فداكاري

                                                     ماهاتما گاندي



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

 

اگر زميني هست، باراني هست، زندگي هست

همه از بركت نام توست؛

نام توست كه زندگي را به راه مي اندازدو

باران حيات را بر زندگي نازل مي كند.

خوشا دهاني كه به نام تو گشوده شود؛

خوشا صدايي كه به ذكر نام توبر آيد؛

خوشا آنان كه در هر نفسي به نام تو يك دنيا طراوت را به روحشان هدايت  مي كنند

خوشا انان كه در سايه سار با صفاي نام و ياد تو زندگي مي كنند.

من نيز، اينك تو را مي خوانم كه چنينم عطا كني.

خدايا؛ خداوندا؛

ازآنانم قرار ده كه هميشه در ذكرتواند.

خوشا انان كه بانام تو امدند به نام تو زيستند و به نام تو رفتند.

خدايا،

در اين چند راهي پرفريب زندگي امروز كه هر ذره آوايي دارد و مرا به خود مي خواند نام تو چراغ هدايت من است.

وپيوستگي ياد تو ريسمان راهنماي من است.

نامت ساحل آرام اطمينان قلب من است.

خوشا آنان كه در سايه سار با صفاي نام و ياد تو زندگي مي كنند.

مهربانا؛  لطيفا؛
 من نيز اينك تورا مي خوانم ؛
مهربانا، من جز تو كسي را ندارم.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲ آبان ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

يارب از نيست به هست آمده صنع توييم

وآنچه هست از نظر علم تو پنهاني نيست

گربراني و گرم بنده مخلص خواني

روي نوميديم از درگه سبحاني نيست

نااميد از در لطف تو كجا بايد رفت

تو ببخشاي كه درگاه تو را ثاني نيست .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۲۱ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

  ژرالدين دخترم:

 

  اينجا شب است، يك شب نوئل. در قلعه كوچك من همه سپاهيان بي سلاح خفته اند.

 

نه برادر و نه خواهر تو و حتي مادرت ، به زحمت توانستم بي اينكه اين پرندگان خفته را بيدار كنم ، خودم را به اين اتاق كوچك نيمه روشن، به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليس دورم، خيلي دور...... اما چشمانم كور باد ،اگر يك لحظه تصوير تو را از چشمان من دور كنند.

 

 تصوير تو آنجا روي ميز هست . تصوير تو اينجا روي قلب من نيز هست. اما تو كجايي؟ ......


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۵ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

دراتاقي ساكت و تاريك چهار تا شمع روشن بودند  و  با هم سخن مي گفتند .

شمع اول گفت  :

من  " صلح "   نام دارم و يقين دارم كه هيچ كس نمي تواند مرا روشن نگه دارد . پس به سرعت شعله اش كم نور و سپس خاموش شد .... 

 

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۳ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

همه ما در اين دنيا تنها هستيم.

ما مرهون هيچ كس جز خدا نيستيم .

تمامي روابط انسان ها فقط به دليل حضور عشق خدا ميان آنها ايجاد مي شود.

خدا بيش از همه كساني كه تصور مي كنيم

ما را دوست دارد و به ما اهميت مي دهد.

اما به ياد داشته باشيد كه خدا فقط يك چيز را ندارد و آن عشق ماست.

و از آغاز خلقت

خداوند منتظر يكايك ما بوده است

تا به او رو كنيم و بگوييم:

خدايا!

من راه را گم كرده ام و مرتكب خطا شده ام

اما عاقبت دريافته ام

كه هر آرزو و خواسته اي در حقيقت جست و جو در پي درياي سرور توست"

 

 

 

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱۱ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (1)

مطلبي را مي خواهم بنويسم نقل قولي است از آقاي اميد اميدوار .مطلب شايد معمولي به نظر برسد. اما مهم است و  يادآوري اش خالي از فايده نيست .

 

خانمهاي محترم :

كارهاي كوچك از همسرتا ن نخواهيد ، كار كوچك غرورش را جريحه دار مي كند .

 

مدام از آنان كاركوچك نخواهيد ، مثلا: " ...  بيا پشتي رو جابه جا كن "  .در كارهاي بزرگ كمك گرفتن از آقايان ضمن اينكه با طبع مردانه شان هماهنگ است باعث ايجاد حس رضايت درآنان مي شود . رضايت از اينكه براي همسرعزيزشان كاري انجام داده اند . وهمسرشان آنها را قابل دانسته و به آنها تكيه كرده است.

ما مردها لذت مي بريم از اينكه براي شريك زندگي مان كاري انجام دهيم كه خودش از عهده آن برنمي آيد و با كمال ميل اين كارها را انجام مي دهيم . ما را به كارهاي كوچك عادت ندهيد .

 

 

 

 

 

 

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۷ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

يه شركت سهامي در ابتداي كار معمولا 100 تا سهم داره كه به نسبت آورده شركا بينشون تقسيم ميشه و سهمشون به صورت درصدي بيان مي شه مثلا يك شريك 40% و دوتاشريك ديگه هركدوم 30% كه جمعشون مي شه 100 . اين يك شكل سرمايه گذاريه . بعضيا هم براشون مهم نيست كه درصدي باشه مثلا ميگن ما 150 سهم داريم هر كدوم به ارزش .... ريال (واحد پولي مونه ديگه ) خب خيلي مفصل شد. وقتشه بريم سر بحث خودمون .

اندازه وفضاي دنياي آدما بابالارفتن سنشون تغيير مي كنه .ما تو بچگي يامون دنيايي داريم بادوتافرشته دوست داشتني به نام ماماني  و بابايي بعد خواهرجون و داداشي به اين دنيا اضافه مي شن و همين طور ادامه داره و با شناختن آدماي بيشتر دنيامون تغيير مي كنه و قلب مون آدماي بيشتري رو در خودش جاميده .

به نظر من قلب خانوما محدوديت نداره ( تا آخر مطلب رو بخونيد و زود قضاوت نكنيد ) اونا واسه اينكه يه شخص جديدو دوست داشته باشن به راحتي افزايش سهام مي دن و در قلبشون جاي كسي رو تنگ نمي كنن و هيچ محدوديت و سقفي رو واسه تعداد سهام قلبشون قرار نمي دن واسه اينه  كه مي تونن همزمان يه دختر خوب ، يه دوست خوب ، يه همسر خوب و يه مادرخوب باشن و اما....... آقايون :

آقايون به شكل جدي و اساسي واسه قلبشون سقف سهام مشخص كردن يه جورايي شبيه همون 100 تا سهم . وبراي اينكه شخص جديدي رو دوست داشته باشن به راحتي از سهام بقيه در قلبشون كسر مي كنن و فرد جديد رو در قلبشون پذيرش مي كنن و جاي بقيه رو تنگ ميكنن . و اين ضرب المثل كه ميگن

" نو كه اومد به بازار                 كهنه مي شه دل آزار"

شديد درموردشون صدق ميكنه . عادت دارن قلبشون رو  به روزكنند. آقايون همزمان نمي تونن يه پسر خوب ، يه همسرخوب يايك پدر و يا دوست خوب باشن .معمولا تو يكي ازاين جبهه ها مي لنگن .

اين هم نظر منه . يه نظره ديگه . تا نظر شما چي باشه .

شاد و سرزنده و پيروز باشيد .

 

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱ مهر ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (0)

خدايا :

 من در كلبه حقيرانه خويش چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي ات نداري

من چون تويي دارم وتو چون خود نداري .



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۳۱ شهريور ۱۳۸۸ توسط shadi alavi | نظرات (1)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ]