يه شركت سهامي در ابتداي كار معمولا 100 تا سهم داره كه به نسبت آورده شركا بينشون تقسيم ميشه و سهمشون به صورت درصدي بيان مي شه مثلا يك شريك 40% و دوتاشريك ديگه هركدوم 30% كه جمعشون مي شه 100 . اين يك شكل سرمايه گذاريه . بعضيا هم براشون مهم نيست كه درصدي باشه مثلا ميگن ما 150 سهم داريم هر كدوم به ارزش .... ريال (واحد پولي مونه ديگه ) خب خيلي مفصل شد. وقتشه بريم سر بحث خودمون .
اندازه وفضاي دنياي آدما بابالارفتن سنشون تغيير مي كنه .ما تو بچگي يامون دنيايي داريم بادوتافرشته دوست داشتني به نام ماماني و بابايي بعد خواهرجون و داداشي به اين دنيا اضافه مي شن و همين طور ادامه داره و با شناختن آدماي بيشتر دنيامون تغيير مي كنه و قلب مون آدماي بيشتري رو در خودش جاميده .
به نظر من قلب خانوما محدوديت نداره ( تا آخر مطلب رو بخونيد و زود قضاوت نكنيد ) اونا واسه اينكه يه شخص جديدو دوست داشته باشن به راحتي افزايش سهام مي دن و در قلبشون جاي كسي رو تنگ نمي كنن و هيچ محدوديت و سقفي رو واسه تعداد سهام قلبشون قرار نمي دن واسه اينه كه مي تونن همزمان يه دختر خوب ، يه دوست خوب ، يه همسر خوب و يه مادرخوب باشن و اما....... آقايون :
آقايون به شكل جدي و اساسي واسه قلبشون سقف سهام مشخص كردن يه جورايي شبيه همون 100 تا سهم . وبراي اينكه شخص جديدي رو دوست داشته باشن به راحتي از سهام بقيه در قلبشون كسر مي كنن و فرد جديد رو در قلبشون پذيرش مي كنن و جاي بقيه رو تنگ ميكنن . و اين ضرب المثل كه ميگن
" نو كه اومد به بازار كهنه مي شه دل آزار"
شديد درموردشون صدق ميكنه . عادت دارن قلبشون رو به روزكنند. آقايون همزمان نمي تونن يه پسر خوب ، يه همسرخوب يايك پدر و يا دوست خوب باشن .معمولا تو يكي ازاين جبهه ها مي لنگن .
اين هم نظر منه . يه نظره ديگه . تا نظر شما چي باشه .
شاد و سرزنده و پيروز باشيد .